تبليغاتX
جوانان چرا. . . ؟

زهر ماری به اسم كولا!

sam

آیا می ‌دانید این لغت از كجا آمده و با خودش چه چیزی به همراه می ‌آورد؟

120 سال پیش، وقتی دكتر جان پمبرتون در آزمایشگاه كوچكش در آتلانتا با تركیب چند ماده، معجون جدیدی را اختراع كرد و آن را به نام "كوكا كولا" به دنیا معرفی نمود، هیچ گاه فكر نمی ‌كرد كه این نوشیدنی و انواع مشابه آن روزی چنان مرزهای دنیا را درنوردد كه در هر گوشه ‌ای از جهان، جزء ثابتی از سفره ی غذا باشد.

با گذشت بیش از یك قرن از مصرف كولاها و مشخص شدن بسیاری از آثار سوء مصرف مداوم نوشابه‌ها، هنوز هم انواع كولاها، پرطرفدارترین نوشیدنی در سراسر دنیا به شمار می‌ روند و كنار گذاشتن آنها از وعده‌های غذایی غیرممكن به نظر می‌ رسد. این در حالی است كه با ورود و عرضه ی انواع نوشابه‌های رژیمی ‌و بدون قند، معدود افرادی هم كه از ترس جانشان از خیر مصرف نوشابه گذشته بودند، دوباره به سمت این نوشیدنی جادویی جذب شده‌اند.

مطمئناً شما هم در اینكه مصرف انواع كولاها عوارض سوئی بر بدن دارد، شكی ندارید ولی اغلب، این طعم مطبوع نوشابه است كه بر ترس از بروز عوارض آن غلبه می ‌كند. این مطلب هم قصد ندارد شما را به طور كلی از چنین لذتی(!) محروم كند، ولی اگر شما جزو افرادی هستید كه به طور مداوم نوشابه مصرف می‌ كنید، بد نیست با چند تحقیق كاملاً علمی ‌در مورد مصرف مداوم و طولانی مدت نوشابه آشنا شوید.

کولا چیست؟

كولا در اصطلاح به گروهی از نوشابه‌های گازدار فاقد الكل گفته می ‌شود كه اغلب دارای دی اكسید كربن (گازكربنیك)، كارامل، كافئین، شكر و... هستند. واژه ی "كولا" از نام گیاه كولا گرفته شده است. دانه ی این گیاه كه در غرب آفریقا می ‌روید، در نوشابه‌های اولیه به عنوان منبع كافئین به كار می ‌رفت.

اولین نوشیدنی با طعم كولا در سال1881 ساخته شد، ولی واژه ی كولا به دنبال اختراع كوكا كولا در 8 مِی 1886 توسط دكتر جانز پمبرتون وارد لغات روزمره شد. كوكاكولا در اولین سال تولید ، تنها 9 بطری نوشابه در روز می ‌فروخت ولی به تدریج گسترش پیدا كرد، تا اینكه در سال 1895 اولین كارخانه كوكا كولا در دالاس واقع در تگزاس آمریكا به بهره‌ برداری رسید. از آن پس، انواع دیگر كولا مانند پپسی ‌كولا و... ،تولید و وارد بازار مصرف شدند.

مصرف کولا عوارض فراوانی چون: فشار خون بالا، پوکی استخوان ، افزایش قند خون ، فساد دندان ها و چاقی را به دنبال دارد.

نوشابه= دی اكسید كربن+ اسید+ شكر

نوشابه ی سیاه

در ساخت نوشابه از مواد مختلفی استفاده می ‌شود كه خوردن آنها به صورت جداگانه كمی‌ وحشتناك به نظر می ‌رسد!

از جمله مهم ترین مواد تشكیل ‌دهنده ی نوشابه، به موارد زیر می ‌توان اشاره كرد:

- دی اكسید كربن:

احتمالاً نام آب گازدار را روی بطری‌های نوشابه دیده‌اید. این گازی كه از آن نام برده می ‌شود، اغلب دی اكسید كربن(همان گاز كربنیك خودمان) است كه با فشار وارد بطری می‌ شود و وقتی در بطری را باز می ‌كنید، فشار برداشته می ‌شود و به صورت حباب خارج می ‌گردد.

- شكر:

اغلب نوشابه‌ها به كمك شكر می ‌شوند، ولی استفاده از شیرین ‌كننده‌های مصنوعی از زمان جنگ جهانی دوم آغاز شد. اولین شیرین ‌كننده‌ ی مصنوعی "ساخارین" بود كه بعد از اینکه در سال 1970 ثابت شد، سرطان ‌زاست، مصرف آن ممنوع شد و آسپارتام و...جای آن ‌را گرفت. البته بحث و بررسی در مورد فواید و خطرات شیرین ‌كننده‌های مصنوعی همچنان ادامه دارد.

- اسید:

معروف ترین اسیدهای به كار رفته در نوشابه اسید سیتریك و اسید فسفریك هستند. مزه تیزی كه به دنبال نوشیدن كولا احساس می‌ كنید، ناشی از همین اسیدها است.

- كافئین:

این ماده که در بسیاری از نوشابه‌ها وجود دارد، به عنوان یك عامل محرك روی قلب و سیستم اعصاب مركزی اثر می ‌گذارد و باعث افزایش تمركز و هوشیاری می ‌شود.

كافئین به طور موقت فشار خون را بالا می ‌برد، ولی در مورد اثرات درازمدت آن روی فشار خون هنوز مدرک قابل استنادی وجود ندارد. اضطراب، احساس ناراحتی در شكم، اختلال خواب و...از سایر عوارض كافئین هستند.

از دیگر عوارض مهم كافئین، ایجاد وابستگی است، به طوری كه بیش از 50 درصد كسانی كه به طور مرتب كافئین مصرف می ‌كنند، در صورت عدم مصرف آن دچار سردرد می ‌شوند.

سایر عوارضی كه در اثر محرومیت از كافئین ناشی می ‌شوند عبارتند از: احساس خستگی، كاهش انرژی، كاهش تمركز و هوشیاری، تغییرات خلق و... .

با توجه به موارد فوق، پزشكان اصرار دارند كه افراد دچار پر‌فشاری خون، خانم‌های باردار و كودكان تا حد امكان مصرف كافئین را كاهش دهند. به هر حال، كافئین خود مقوله ی مفصلی است كه باید جداگانه به آن پرداخته شود.

- در كنار این مواد اصلی، از مواد رنگی مانند رنگ كارامل، طعم ‌دهنده‌ها و نیز نگه ‌دارنده‌ها هم در تولید نوشابه استفاده می ‌شود. البته بگذریم از اینكه بعضی از انواع نوشابه‌ها حاوی مواد غیرمجاز سرطان‌زایی نظیر َبنزن هستند كه چون وجود این مواد غیر مجاز است، حتماً مسئولین امر به آن توجه كافی دارند. بهتر است این را هم بدانید كه نوشابه‌ها دارای مقادیر جزئی و یا فاقد ویتامین‌ها، مواد معدنی، فیبر، پروتئین و سایر مواد مغذی ضروری هستند.

مصرف کولا عوارض فراوانی چون: فشار خون بالا، پوکی استخوان ، افزایش قند خون ، فساد دندان ها و چاقی را به دنبال دارد.

اندر فواید کولا

بد نیست کمی هم از خوبی‌های کولا بشنوید:

1) در بسیاری از ایالات‌ آمریکا، گشت‌های پلیس همواره گالن‌های بزرگ کولا را به همراه دارند. اگر گفتید چرا؟ برای اینکه وقتی تصادف شد، به کمک کولا به راحتی می‌ توان خون‌ها را از روی آسفالت شست!

2) تمیز کردن توالت! شما می‌ توانید یک بطری نوشابه را روی چینی دستشویی خالی کنید و بعد از یک ساعت آن‌ را بشویید. اسید سیتریک موجود در نوشابه، تمیزی را برای شما به ارمغان می‌ آورد!

 3) تمیز کردن رنگ سپر ماشین!

 4) تمیز کردن رسوبات اطراف ترمینال‌های باطری اتومبیل!

 5) برای شل کردن پیچ‌های زنگ ‌زده می‌ توانید کمی‌ نوشابه روی آن بریزید و چند دقیقه صبر کنید!

بس است یا باز هم بگوییم؟!


لينك ثابت نوشته شده در 88/07/21ساعت 11:19 توسط ::یکی مثل هیچکس::


 

سالانه 54 ميليارد نخ سيگار در كشور به مصرف مي رسد !!!

25درصد آقايان و 5/2 درصد خانم ها سيگار ميكشند !!!

سالانه درسراسر جهان 4ميليون و 500هزار نفر براثر

دخانيات جان مي بازند !!!

هر 5/2 دقيقه، سيگار يك نفر را در ايران مي كشد !!!

كاغذ سيگار حاوي يك ماده راديو اكتيو سمي است !!!

نزديك به 40 سال است كه كارخانه هاي سازنده سيگار وجود

 يك ماده راديو اكتيو سمي و سرطان زا به نام پولونيوم 210 را كه

 در كاغذ سيگار وجود دارد، از همگان پنهان مي كنند !!!

 


لينك ثابت نوشته شده در 88/07/21ساعت 11:8 توسط ::یکی مثل هیچکس::


مدتی بود با خود فکر میکرد و نمی دانست چه کند از پدر و مادرش ناامید شده بود ، آنها به قولی که به او داده بودند وفا نکردند ، اوشنیده بود که انسان برای چاره جوئی و حل مشکلاتش باید با مردم مشورت کند ولی ...

 

 " مدتها بود که قصد ازدواج با دختری را داشتم ، اما از آنجا که وضع مالی خوبی نداشتم اینکار برایم مقدور نبود. وقتی با پدر و مادرم مشورت کردم قرار شد مرا در این راه کمک کنند ، ولی هنگامی که موقع عمل رسید آنان مرا کمک نکردند.  به خاطر علاقه ای که به آن دختر داشتم ، با یکی از دوستانم مشورت کردم و گفتم : احتیاج به پول برای ازدواج دارم او نیز به من گفت : برویم ، من محلی را سراغ دارم که پول فراوانی در آنجا هست.

 

بدون اینکه به عواقب اینکار فکر کنم قبول کردم و اولین سرقت و خطای بزرگ را در زندگی مرتکب شدم ، مقداری  فرش و یک دستگاه ویدئو سرقت کردیم ولی دوستم آنها را برداشت تا به فروش برساند ، من دیگر او را ندیدم.

 

پس از مدتی با یکی دیگر از دوستانم منزلی را سرقت کردیم که پول زیادی به دست آوردم و توانستم با آن پول ازدواج کنم ، البته من تحت تأثیر حرف های دوستانم قرار گرفتم ، ولی تا حدی پدر و مادرم را مقصر می دانم ، اگر آنها مرا کمک کرده بودند شاید من به این راه کشانده نمی شدم ، فکر میکنم چرا روز اولی که این پیشنهاد از طرف دوستم مطرح شد ، مشت به دهنش نزدم و چرا آن را قبول کردم تا سرنوشتم چنین شود این شکستی که من در زندگی خوردم شاید جبران ناپذیر باشد ، و ای کاش این فکر را  همان اول می کردم.

 

آنقدر علاقه ی من به ازدواج زیاد بود که  دیگر تحت فرمان عقلم نبودم ، شاید عدم موافقت پدر و مادرم دلیل خاصی داشته و من نمی بایست برای انجام آن به این و آن رجوع می کردم.

 

حرف آخرم با جوانانی است که به دنبال هوس و احساسات خود با هر کس و ناکس مشورت می کنند و به جای پیروی از عقل و استفاده از تجربه ی بزرگ ترها خود را دربست در اختیار دوستان نامناسب خود قرار می دهند ، من یکی از این چنین افراد  بودم و در این راه تجربه ی تلخی کسب کردم ، باید بگویم راه چاره ی جوانان اعتیاد و سرقت نیست و ارتکاب جرائم نمی تواند مشکلی از مشکلات آنان را حل کند بلکه خود مشکلی می شود بزرگتر از مشکلات دیگر ، نباید این جوانان گرد افراد نادرست را بگیرند و اگر گول خورده اند با آنان قطع رابطه کنند.   

 

بهترین کمک ، اما ؟

اگر چه یکی از طرق موفقیت انسان ، مشورت کردن و کمک فکری گرفتن از دیگران است ، چنانکه خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید :  « و شاورهم فی الامر ». با مسلمانان مشورت نما.

 

و حضرتش فرمود : " لا مظاهر ة اوثق من المشاورة "  هیچ پشتیبان ( و کمی سودمندتر و  ) مطمئن تر از مشورت کردن نیست؛ ولی باید با کسی مشورت کرد که خدا ترس ، پرهیزکار ، دین دار ، دوست واقعی ، امین ، خردمند ، دانشمند ، باتجربه باشد.

 

چنانکه حضرت علی علیه السلام می فرمایند : در کارهایت با کسانی مشورت کن که از خدا می ترسند تا هدایت و سعادتمند گردی.

 

و فرمود :

با خردمندان مشورت کن  تا از لغزش و پشیمانی در  امان باشی.

 و فرمود :  بهترین کسی که با او مشورت میکنی صاحبان خرد  و دانش و تجربه  و آگاهی می باشند.

و امام صادق علیه السلام فرمود :  آن کس که با او مشورت می کنی باید عاقل ، آزاد و دیندار ، دوست و برادر ، و امین باشد که آگاهی او بر اسرارت مانند آگاهی خود بر آن باشد.

 

و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :  ای علی علیه السلام با ترسو بخیل ، حریص مشورت مکن. 

 

و امام صادق علیه السلام فرمود : با لجوج ، خود رأی متلون مشورت نکنید.

 

و نیز فرمود : با احمق ( کم خرد ) دروغگو ، سلاطین ، مشورت مکن. 


لينك ثابت نوشته شده در 88/07/05ساعت 15:32 توسط ::یکی مثل هیچکس::


گذاشتن دوربین مخفی در اتاق پرو یکی از فروشگاه های تهران


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در 88/07/05ساعت 15:17 توسط ::یکی مثل هیچکس::


 

دخترک ساده اندیش که نمی خواست کسی از رازش با خبر شود بدجوری فریب خورده بود ،

 او به قدری هوسباز و مغرور بود که حتی حاضر نمی شد نصایح خیر خواهانه پدر و مادر

 مهربان و دلسوزش را گوش کند و موقعی به اشتباه خود پی برد که دیگر خیلی دیر شده و

 در بن بست عجیبی گرفتار شده بود.

 

 " ای کاش همان روز  که گشت ما را گرفت متوجه اشتباهم می شدم... " .

ماجرای ازدواجم را برای سایر دخترها و پسرها چاپ کنید ، تا لااقل آنها حواسشان را

 جمع کنند ...

 سه سال پیش موقعی که هنوز درس می خواندم با آن مرد آشنا شدم ،

 او آدم خوش لباس و خوش قیافه  بود ، خلاصه دوستی ما آغاز شد و بدون اینکه

 اعضاء خانواده ام متوجه شوند به بهانه ی اینکه  منزل دوستانم می روم با او

 بیرون می رفتم تا اینکه یک روز  توسط گشت کمیته بازداشت شدیم.

 

وقتی پدر و مادرم فهمیدند سخت ناراحت شدند مرا به منزل فرستادند و

 او را هم آزاد کردند ، من چون به او علاقه داشتم برایش پیغام دادم که چون

 آبرویم رفته ، باید به خواستگاری من بیاید ، او هم خانواده اش را فرستاد ولی پدرم

 چون او را از جوانان نالایق محله می دانست با ازدواج

 ما مخالفت کرد و فامیلم نیز گفتند دوستی با دختران یکی از کارهای اوست.

در هر صورت من با تهدید به خودکشی پدر و مادرم را راضی کردم و با هم

 ازدواج کردیم و همان روز اول شوهرم گفت :  من با اصرار توانستم خانواده ام

را با این ازدواج موافق کنم ،  باید کاملا" مطیع آنها باشی تا به من زخم زبان نزنند ،

 آنها معتقد بودند دختری که حاضر شده با یک پسر دوست شود به درد زندگی

 نمی خورد ، من هم همه ی تلاشم این بود که کاری نکنم

 که او را سرزنش کنند ، و چون خانواده ام نیز مرا طرد کرده بودند

 نمی توانستم به دیدن آن ها بروم ،

شوهرم نیز بیشتر وقتش را بیرون منزل با همان دوست بازی با دختران

 صرف می کرد  ، تا اینکه با صراحت گفت : از تو بدم می آید ، و از تو سرد شده ام ،

 و پس از یک دعوای مفصل به خانه ی پدرم رفتم ، و اکنون شاهد

 سرزنش آن ها هستم ، نه حاضرم طلاق بگیرم و

 نه می خواهم به خانه ی او بروم ، و در کنار پدر و مادرش زندگی نمایم

 ( و در بن بست عجیبی گرفتار شده ام ) من به دختران جوان سفارش میکنم که

 فریب این جوانان لاابالی را نخورند.

 

این سرگذشت غم انگیز برای دخترانی که بدون دوراندیشی و رعایت موازین قانونی و شرعی و عدم مشورت با پدر و مادرشان با چنین افراد بوالهوس و فریبکاری دوست می شوند ، بسیار آموزنده است و از اینجا رمز منع شدید اسلام از هر گونه نگاه و تماس و معاشرت های تحریک آمیز  زن و مرد نامحرم به خوبی روشن می شود.


لينك ثابت نوشته شده در 88/07/05ساعت 15:5 توسط ::یکی مثل هیچکس::


 
 
عشق هدفی بزرگتر از آن دارد که صرفاً راحتی ما را فراهم آورد

به نظر می رسد عده بی شماری از ما، از اینکه شاهد بی اعتنایی عشق باشیم خرسندیم

 و گمان می کنیم از آنجا که ما برای عشق ورزیدن خلق شده ایم، مشکلی پیش نخواهد آمد.

 همین که عشق باعث ناراحتی شود یا خواسته ای را در پی داشته باشد، بطور غریزی

 کنار می کشیم و خود را متقاعد می سازیم که نبایستی درگیر این کار شویم.

هیچ کس نگفته که عشق آسان است، جست و جویی است دایم که بخشی از آن پُر

 از آشفتگی، محرومیت و ناامیدی است. اگر در پی راحتی هستیم بایستی تمرکز

 خود را روی خودمان بگذاریم؛ جایی که می توانیم ارباب باشیم و به واسطه

 درگیری و سازگاری عقب نیفتیم. اما تا زمانی که دیگران را به زندگی خود راه

می دهیم باید مطمئن باشیم که درگیر خواهیم شد. از سویی عشق هم از اینکه فقط

وسیله ای برا ی راحتی شود بی ارزش می گردد و از این بی اعتباری رنج می برد.

عشق همیشه چیزی بیش از یک وسیله برای برطرف کردن کمترین نیازهای دو انسان است.

 


لينك ثابت نوشته شده در 88/06/15ساعت 12:24 توسط ::یکی مثل هیچکس::


 

 

متولدین فروردین ماه :
به سوی من بیا
تا تو را حس كنم
و دنیا خواهد دید
داستانِ عشقی، سوزان را
كه شعله‌اش در قلب من خواهد بود؛

به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه‌ها و پرنسس‌ها سر می‌كند.
قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

متولدین اردیبهشت ماه :


عشق را در چشمان من بنگر
چهره بر افروخته‌ام را ببین و عشق را حس كن
به صدای نفس‌های من گوش كن
و بشنو ترانه عشق را؛

عاشقی بی قرار است و كمرو ولی پر شهامت.
موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.

متولدین خرداد ماه :
با من به رویا بیا به رویای عشق
بیا تا بر فراز بلندترین كوه گام نهیم
بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا كنیم
بیا تا به دورترین ستاره ها پر كشیم
بر عشق ما هیچ چیز ناممكن نیست؛

بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر از رویاهای عاشقانه است.

متولدین تیر ماه :
بهشت هیچ است
در برابر گام برداشتن در كنار تو
در شبی زیبا
زیر نور ماه؛

دلی نازك و پر ز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد.

متولدین مرداد ماه :


گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است
و گل‌های سرخ عطری ندارند
و ستارگان دیگر نمی‌خوانند
آن گاه كه چشم می‌گشایم و میبینم
با تو نیستم؛

عاشق پیشه است و بی عشق زندگی نمی‌كند.

 متولدین شهریور ماه:


شاید به نظر برسد كه عاشق نیستم
شاید به نظر برسد كه نمی‌توانم عاشق باشم
شاید به نظر برسد كه حتی نمی‌خواهم عاشق باشم
ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو
كه تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت؛

عشق او شعله‌ای كوچك ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است.

متولدین مهر ماه :

با پر شورترین گفتارهای عاشقانه
با ماجراهای عاشقانه‌ای كه خواهیم داشت
با فداكاری هایم در راه عشق به تو
خواهی دید كه چگونه دوستت دارم؛

در امور عشقی ورزیده است و زندگی‌اش پر از ماجراهای عاشقانه است . . .
زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیز به اثبات می رساند.

متولدین آبان ماه :

در التهاب شنیدن ترانه گام‌های تو هستم
كه به سوی من می‌آیی
و عاشقم بر انتظار آن لحظه كه تو را در كنار خود حس كنم
دوستت دارم؛

هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است و در عشق صادق است.

متولدین آذر ماه :
نجوایی از سوی تو
نگاهی كوتاه از تو
لبخندی شیرین بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق می یافتم؛

خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد.

متولدین دی ماه :
روزها ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرند
و شاید هیچ چیز عوض نشود
جز من
كه بیش از پیش عاشق گشته‌ام؛

شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد.

متولدین بهمن ماه :
می‌خواهم آزاد زندگی كنم
بسان پرندگان مهاجر
ولی قفسی ساخته از عشق تو
جایی است كه همواره رو به آن خواهم داشت؛

عشق خود را دیر ابراز می‌كند و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می‌آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.

متولدین اسفند ماه :
من آنی نیستم
كه بی عشق زندگی را سر كنم
آن گاه كه در رویایی عاشقانه هستم
و چشمانم را می‌گشایم
و عشق رویایی‌ام را در تو میبینم؛

در عشق بی نظیر است. جذاب و پر نشاط است. احساساتی و رویایی است.

 


لينك ثابت نوشته شده در 88/06/15ساعت 12:10 توسط ::یکی مثل هیچکس::



...  هر کسی در دوره ای  از زندگانیش چیزهایی مثل سلامتی ، کار و یا حتی عزیزانش را هم  از دست می دهد..  «  پاتریک دل زوپو »  :  روان شناس و کارشناس مسایل مصیبت بار می گوید :  " این درست نیست که آدم حس کند تمام رشته هایش پنبه شده و دنیا برایش به آخر رسیده است. نباید خودش را ببازد و زانوی غم بغل کند. "

 

پس اگر واقعا" می خواهید در گرفتاری ها به داد خودتان برسید ، خوب گوشتان را باز کنید :

 

غصه نخورید

آن هایی که سرشان توی حساب است ، می گویند غصه خوردن برای آدم خطرناک است.

به قول « دل زوپو » : " اگر دلتان برای خودتان می سوزد ، خجالت را کنار بگذارید و بزنید زیر گریه.

چون قطره های اشکی که می ریزید ، علامت غم یا هیجانی است  که دارید و باید راه خروجی پیدا کند تا دست از سرتان بردارد. "

مهم نیست اگر این کار طول بکشد.

 

عصبانیتتان را درک کنید

به نظر « دل زوپو » : " عصبانیت ها یک حالت همگانی است ، اما دق  و دلتان را می  توانید به طور خوشایندی خالی کنید. اگر به ریشه ی  غضبتان خوب پی ببرید  ؛ به بهتر شدن حالتان کمک می کند. "

 

با سختی ها دست و پنجه نرم کنید

اشکال دیگری که پس از یک مصیبت بزرگ سر راه  آدم سبز می شود ، انکار واقعیت است.

دکتر « مایکل آرونوف »  : روان پزشک و سخنگوی  انجمن روانپزشکی آمریکا بر این باور است که  :  " خیلی از مردم تقلا می کنند خلا ء  احساسی خود را با  گریز از واقعیت ها پر کنند. "

آستین ها را بالا بزنید

یکی از روان پزشکان و استادان دانشگاه می گوید : " بعد از چند هفته آن هایی را که آسیب دیده اند وادار می کنم که زندگی خودشان را از سر بگیرند " . سفارش وی این است که توجهتان را به چیزهایی غیر از عوامل ناراحتی تان جلب کنید و این نکته ها را در نظر  بگیرید :

 

به گروه پشتیبان بپیوندید

همین که تصمیم گرفتید با زندگی عادیتان کنار بیایید ، به هم صحبتی احتیاج پیدا می کنید که مؤثرترین گفت و گو را با شخصی می توانید داشته باشید که سرد و گرم روزگار را خوب چشیده باشد.

مطالعه کنید

اگر بعد از هول و تکان اول ، حواستان به دنبال مطالعه ،  به خصوص خواندن کتاب های خود آموز باشد ، این کتاب ها می توانند الهام بخش و همین طور آرام بخش باشند. 

 

مثل چینی

رخدادهای روزانه را روی کاغذ بیاورید

خیلی ها با نوشتن تجربه هایشان احساس راحتی  می کنند.  این عمل ، بیش از هر عاملی ، نوعی خوددرمانی است.

 

طرح رویدادها را بریزید

کارهایی هست  که باعث می شوند با سرعت و قدرت به پیش گام بردارید و سبب می گردند که به آینده ای روشن ودرخشان برسید.

 

مهارت های جدید را فراگیرید

 در یکی از دوره های دانشکده ی جامع نام نویسی کنید یا به سرگرمی یا ورزش تازه ای روی بیاورید. شما زندگی تازه ای در پیش رو   دارید و هر نوع مهارتی آن را کامل می سازد.

 

خودتان را تشویق کنید

در مواقعی که دچار فشار روحی شدیدی هستید ، حتی پرداختن به  ساده ترین امور روزانه مثل بلند شدن از خواب یا درست کردن  چیزی و خوردن آن  به نظر دلهره آور است.  هر کامیابی هر چند کوچک را ، نه تنها نباید دست کم گرفت ، بلکه باید آن را یک پیروزی بدانید و  برایش ارزش قایل شوید .

 

ورزش را از یاد نبرید

فعالیت جسمی ، از لحاظ درمانی ، فوق العاده مؤثر است.

...وقتی ناراحتی یا خستگی ای برایتان پیش می آید ورزش کنید ، وقتی حال آدمی از نظر جسمانی بهتر شود ، در روحش هم اپر می گذارد.

 

از لاک خودتان بیرون بیایید

دکتر « واندر کوک » بر این باور است : « آن هایی که از شر  ضربه ای  راحت می شوند ، آخر سر به این فکر می افتند که کار مهمی بکنند ، امکان دارد سازمانی تشکیل دهند ، کتاب بنویسند و اطلاعات عمومی مردم را زیاد نمایند. بعد از گذشت زمانی متوجه می شوند که تنها راه کمک  به خودشان ، یاری رساندن به دیگران است » .

 

 با خود کنار بیایید

 بیشتر وقت ها مردم می پرسند : " این درد طاقت فرسا کی تمام خواهد شد ؟ "  کارشناسان اصرار دارند که نباید خودمان را از نظر زمانی محدود کنیم. گفته می شود بهتر شدن حال آدم لااقل شش ماه یا ممکن است یکی دو سال طول بکشد . در این وضعیت ، خلق و خوی شخص ، میزان حمایت محیط و مساعدت این و آن  به قیمت سلامت جسم و روح او تمام می شود.

 

پس به خودتان سخت نگیرید و بدانید که نیاز به زمان دارید و دیگر اینکه امکان دارد سرعت بهبودی شما با دیگران فرق کند.

 

 در هر مرحله ای از غم و اندوه به خودتان این طور دلداری بدهید:

 " هنوز سر پا هستم و گلیمم  را از آب  بیرون کشیده ام" .

 

 


لينك ثابت نوشته شده در 88/06/08ساعت 12:0 توسط ::یکی مثل هیچکس::


آموزش تضمینی شنا


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در 88/04/11ساعت 16:28 توسط ::یکی مثل هیچکس::


 

اگر چه او از شتابزدگی آنان و عدم شناخت درست از همسر آینده اش و نبودن هماهنگی خانوادگی میان آنها سخت نگران بود ، ولی هرگز فکر نمی کرد که تا این حد پشیمان شود و اشتباه کاری خودش و زرنگی آنها وی را در این بن بست عجیب گرفتار سازد.

 

با دختری که از طریق تلفن آشنا شدم ، ازدواج کردم. شروع آشنائی ما فقط به وسیله ی تلفن بود و به خاطر نزدیکی محل کارم با محل زندگی وی با هم ارتباط خصوصی پیدا کردیم و به اصطلاح همسرم عاشق بنده شد ، و خانواده ی او  یک ضرب الاجل چند روزه برایم مشخص کردند که هر چه زودتر برای ازدواج پیشقدم  شوم ، و گر نه باید رابطه ما قطع گردد.

 

من آمادگی ازدواج نداشتم ، و اصولا" طرز زندگی خانواده هایمان با هم نمی خورد و به اصطلاح کفو هم نبودیم ، ولی متأسفانه چشم بسته حاضر به ازدواج با او شدم ، در صحبتی که قبل از ازدواج داشتیم به او گفتم : من در خانواده ی مذهبی تربیت شده ام ، و شما نباید مث گذشته بگردید ، باید عوض شوید .

 

همسرم گفت : چون مدت ها با این وضع گشته ام یک دفعه نمی توانم عوض شوم.

 

من هم قبول کردم ، ولی بعد از ازدواج گفت : من نمی توانم با لباس پوشیده و جوراب ضخیم و روسری و چادر بگردم و فکر می کردم فقط جلو فامیل و مادرت باید حجاب را رعایت کنم ، و نمی دانستم تو هم  اینقدر متعصب هستی و بارها سر این مسائل دعوا داشتیم  ، و در همین رابطه وی تقاضای طلاق کرد و بارها اقدام

به فرار از خانه و خودکشی نمود ، و چون با پدر و مادرم زندگی می کردیم. سرانجام گفت : اگر خانه ی جدا  برایم تهیه کنی حجاب رارعایت می کنم ، ولی با تهیه ی خانه ی جدا نه تنها بهتر نشد  بلکه بدتر هم شد ، و پدر و مادرش می گفتند : دختر ما این جور بار آمده و تو نمی توانی او را  به حجاب وادار  کنی ... .

 

بالاخره او روزها بیشتر در خانه خودشان است و می گوید من در شأن خودم نمی بینم در مکانی که دیگران در حضور نامحرم روسری به سر می کنند( منظور در میان  اقوامش که بی حجابند می باشد ) روسری را درست به سر کنم گذشته از این او دائما" آرایش می کند و از منزل بیرون می رود و هر چه به او می گویم تو فقط در منزل خودت باید آرایش کنی ، می گوید : من نمی توانم بدون آرایش از منزل خارج شوم. (1)

 

از قدیم گفته اند : خود کرده را تدبیر نیست. از ازدواجی که آشنائی آن فقط از طریق تلفن حاصل شود و شتابزده و چشم و گوش بسته انجام گردد بهتر از آنهم نمی توان انتظار داشت.

 

مگر نه این است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

 

از ازدواج با دختر زیبائی که در خانواده ی بد پرورش یافته است پرهیز کنید.

 

و مگر نه این است که امام صادق علیه السلام فرمود :

 

زن گردن بند است ، پس ببین چه گردن بندی را در گردن خود قرار می دهی.

 

و مگر نه این است که در روایات اسلامی سفارش فراوان شده که : هرگز با زنی به خاطر زیبائی و مال ازدواج نکنید و فقط با زن متعهد و دین دار ازدواج نمائید.

 

پس مقصر اصلی خود آن جوان می باشد.


لينك ثابت نوشته شده در 88/04/11ساعت 16:22 توسط ::یکی مثل هیچکس::